بزرگنمايي:
عصر کرد - اقتصاد 24- زمانی که سیاستگذاران برنامههای اقتصادی را اجرا میکنند معمولا نتایج مثبتی را متصور میشوند: رشد، ثبات و رفاه. با این وجود، تاریخ مملو از ابتکارعملهای اقتصادیای است که با نیات خوب اجرا شدهاند و در بسیاری موارد به طرز شگفت انگیزی نتایج معکوس به همراه داشتهاند و اغلب تاثیر کاملا متضادی با آن چه مورد نظر بوده را به بار آوردهاند.
بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان
این گامهای نادرست ملتها را شکل داده، دولتها را سرنگون کرده و در برخی موارد، مسیر تاریخ جهان را تغییر دادهاند.
در ادامه فهرستی از 19 سیاستگذاری اقتصادی ذکر خواهند شد که پیامدهای غیرمنتظره و فاجعهباری را به همراه داشتند و به عنوان داستانهای هشداردهنده درباره پیچیدگی نظامهای اقتصادی و پیامدهای ناخواسته تصمیم گیریهای اقتصادی عمل کردند.
1- قانون تعرفه اسموت هاولی این قانون در سال 1930 میلادی تعرفهها را بر بیش از 20000 کالای وارداتی افزایش داد تا از کسب و کارهای آمریکایی در طول رکود بزرگ محافظت کند. با این وجود، این سیاستگذاری به جای کمک به اقتصاد آمریکا تعرفههای تلافیجویانه از سوی شرکای تجاری آن کشور را به همراه داشت و سبب شد تا صادرات ایالات متحده تقریبا 67 درصد کاهش یابد و بحران اقتصادی را عمیقتر سازد. آن چه که به عنوان تلاشی برای محافظت از مشاغل آمریکایی آغاز شد، تجارت جهانی را به شدت از هم فروپاشید، نرخ بیکاری را تشدید کرد و آن رکود را به بدترین رکود اقتصادی در تاریخ معاصر تبدیل کرد.

این اختلال زیستمحیطی، همراه با سایر شکستها در عرصه سیاستگذاری کشاورزی به قحطی بزرگ در چین دامن زد که جان حدود 15 تا 45 میلیون نفر را گرفت و نشان داد که چگونه سیاستگذاریهای زیست محیطی و اقتصادی به طور جدایی ناپذیری مرتبط با یکدیگر هستند.



5- برنامه خرید خودرو برای اولین بار در تایلند تایلند در سال 2011 میلادی تخفیف مالیاتی تا سقف 2500 دلار را برای اولین بار خرید خودرو به منظور افزایش فروش خودروهای داخلی پس از سیل ویرانگر اعمال کرد. این برنامه در فروش خودرو موفق بود، اما صدها هزار خانوار را با بدهیهایی که از عهده پرداخت آن بر نمیآمدند، مواجه ساخت. بازپس گیری وسایل نقلیه به شدت افزایش یافت، مصرف داخلی سقوط کرد و بسیاری از خانوادههای تایلندی دچار ویرانی مالی شدند. آن چه به عنوان یک اقدام محرک در نظر گرفته شده بود، اساسا به عنوان یک برنامه وام خودروی با اعتبار پایین اجرا شده در سطح گسترده با نتایج قابل پیش بینی فاجعه بار عمل کرد.


این امر همراه با اولویتبندی صنعتی شوروی به قحطیهای فاجعهبار بهویژه در اوکراین انجامید جایی که میلیونها نفر بر اثر آن جان شان را از دادند. سیاستگذاریای که قصد داشت کشاورزی شوروی را مدرنیزه کند، در عوض تولید را برای چندین دهه از بین برده بود.

8- طرح تبدیل پذیری ارز در آرژانتین دولت آرژانتین در سال 1991 میلادی برای مقابله نرخ بالای تورم، پزو واحد پول ملی آن کشور را به دلار آمریکا پیوند زد. علیرغم آن که آن طرح در ابتدا موفقیت آمیز بود، نرخ ارز سفت و سخت مانع از تعدیلهای اقتصادی ضروری در هنگام تغییر شرایط شد. زمانی که برزیل در سال 1999 میلادی ارزش واحد ملی پول خود را کاهش داد، آرژانتین نتوانست قابلیت رقابت پذیری خود را حفظ کند، اما در آن زمان نیز حاضر به کنار گذاشتن سیاستگذاری خود نشد. در نتیجه، انقباض اقتصادی ناشی از آن سیاستگذاری به بحران مالی فاجعه بار سال 2001 میلادی منتهی شد که با فرار بانک ها، نکول بدهیها (ورشکستگی ناشی از ناتوانی در بازپرداخت بدهی) و هرج و مرج سیاسیای همراه شد که در نتیجه آن آرژانتین شاهد جابجایی پنج رئیس جمهور در بازه زمانی کوتاهی بود.








با رو به وخامت گذاشتن وضعیت اقتصاد ونزوئلا دولت آن کشور به چاپ اسکناس مبادرت ورزید تا کسری بودجه را پوشش دهد، سیاستی که خود باعث افزایش نرخ تورم به بیش از 1,000,000 درصد تا سال 2018 میلادی شد. سیاستگذاریای که برای کمک به فقرا اجرا شد، در عوض، یکی از بدترین فروپاشیهای اقتصادی در تاریخ معاصر را به بار آورد و ثروتمندترین کشور آمریکای لاتین را به آزمایشگاه بحران انسانی تبدیل کرد.

رفتار مطلوب دولت در قبال چائبولها علیرغم آن که در ابتدا منجر به صنعتی شدن سریع شد، تمرکز اقتصادی عظیمی را ایجاد کرد. پنج چائبول برتر در دهه 1990 میلادی 60 درصد اقتصاد کره جنوبی را تحت کنترل خود داشتند و باعث خفه شدن رقابت و نوآوری شدند.
این حجم از تمرکز به طور قابل توجهی به بحران مالی آسیایی در سال 1997 میلادی دامن زد، زمانی که ورشکستگیهای چائبولها کل اقتصاد کره جنوبی را در معرض تهدید قرار داد. مدل اقتصادیای که زمانی به رشد معجزه آسای کره جنوبی کمک کرده بود، در نهایت نیازمند کمکهای مالی گران قیمت و بازسازی دردناک بود تا از سقوط کامل مالی جلوگیری شود.

18- نرخ مبادله روبل اتحاد جماهیر شوروی اتحاد جماهیر شوروی نرخهای مبادله مصنوعی را حفظ کرد که به طور قابل توجهی روبل را بیش از حد ارزشگذاری کرد و ظاهرا قدرت این ارز را در مقایسه با اقتصادهای سرمایه داری نشان میداد. این سیاستگذاری پولی هرگونه امکان ادغام اقتصادی معنادار شوروی در اقتصاد جهانی را از بین برد و انحرافات عظیمی را در نظام اقتصادی شوروی ایجاد کرد. هنگامی که اصلاحات "گورباچف" سرانجام به آزادسازی بازار پرداخت، ضعف واقعی روبل و اقتصاد شوروی آشکار شد و فروپاشی کل آن سیستم را تسریع کرد.

آن چه به عنوان یک اقدام موقت در سال 1913 میلادی آغاز شد، به یک یارانه غیرقابل دستیابی سیاسی تبدیل شد که تخصیص سرمایه را مخدوش کرد، قیمت مسکن را افزایش داد و در وهله نخست به نفع افرادی بود که کمترین نیاز را به کمک داشتند. این یک نمونه کلاسیک از این واقعیت بود که چگونه سیاستگذاریهای دولتی با نیات خوب میتوانند اثراتی را که به طور مستقیم برخلاف اهداف اعلام شده از آن سیاستگذاری هاست برجای گذارند.

مهمترین درس از این نتایج میتواند لزوم در پیش گرفتن "فروتنی" باشد. نظامهای اقتصادی شامل میلیاردها تصمیم فردی، عوامل فرهنگی و پویاییهای نهادی هستند که هیچ مدل اقتصادیای نمیتواند به طور کامل آنها را به تصویر بکشد. با ظهور چالشهای اقتصادی جدید، از تغییرات آب و هوایی گرفته تا اتوماسیون (خودکاری شدن) و نابرابری، این شکستهای تاریخی به ما یادآوری میکنند که سیاستگذاریهای با نیات خوب بدون توجه دقیق به مشوق ها، سازگاریها و پویاییهای پیچیده سیستم میتوانند منجر به بروز پیامدهایی بسیار فاجعه بارتر از مشکلاتی شود که آن سیاستگذاریها برای حل آن طراحی شدهاند.
منبع: Go2tutors