جهان چگونه با تعرفههای ترامپ کنار خواهد آمد؟
سیاسی
بزرگنمايي:
عصر کرد - به گزارش ، سیاست تجاری تازه دونالد ترامپ، که بر پایه برداشتهای نادرست تاریخی و اقتصادی بنا شده، نهتنها تهدیدی جدی برای ثبات اقتصاد جهانیست، بلکه زیانهای مستقیمی به مصرفکنندگان و تولیدکنندگان آمریکایی وارد خواهد کرد. این چرخش بهسوی حمایتگرایی، بازگشت به الگوهای شکستخورده قرن نوزدهم است.
بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان
اما جهان میتواند با تقویت همکاریهای چندجانبه و بازسازی نظم تجاری، مانع از پیروزی حماقت بر منطق شود. اگر شما هم متوجه نشدید که ایالات متحده آمریکا دارد «غارت، چپاول، تجاوز و تاراج میشود؛ آن هم بهدست کشورهایی از نزدیک و دور»؛ یا اینکه این کشور بهطرزی بیرحمانه از «حق شکوفایی» خود محروم شده است، تبریک میگویم: درک شما از واقعیت، آشکارا بهمراتب روشنتر از رئیسجمهور ایالات متحده است.
آنچه نگرانکنندهتر است، هنوز مشخص نیست: اینکه رهبر جهان آزاد چنین یاوهگوییهایی را درباره موفقترین و تحسینبرانگیزترین اقتصاد جهان بر زبان میآورد یا اینکه در دوم آوریل، دونالد ترامپ با تکیه بر همین توهمات، بزرگترین گسست در سیاست تجاری ایالات متحده طی بیش از یک قرن را اعلام کرد؛ اقدامی که به باور بسیاری، یکی از عمیقترین، زیانبارترین و در عین حال غیرضروریترین اشتباهات اقتصادی عصر مدرن بهشمار میرود.
حمایتگرایی با چاشنی توهم؛ ترامپ اقتصاد جهانی را به عصر تاریک بازگرداند دونالد ترامپ در اقدامی پر سروصدا، در باغ رز کاخ سفید از بستهای تازه از تعرفههای «متقابل» علیه تقریباً تمامی شرکای تجاری ایالات متحده پرده برداشت. بر اساس تصمیم اعلامشده، چین با تعرفهای 34 درصدی روبهرو خواهد شد، هند 27 درصد، ژاپن 24 درصد و اتحادیه اروپا 20 درصد. بسیاری از اقتصادهای کوچک، با نرخهایی بهمراتب سنگینتر هدف قرار خواهند گرفت و هیچ کشوری کمتر از 10 درصد تعرفه را تجربه نخواهد کرد.
با در نظر گرفتن تعرفههای پیشین، مجموع فشار تعرفهای بر چین به 65 درصد میرسد؛ سطحی که در تاریخ معاصر آمریکا بیسابقه است. در این میان، کانادا و مکزیک از تعرفههای جدید معاف شدند و بسته تازه شامل اقدامات خاص صنعتی پیشین نظیر تعرفه 25 درصدی بر خودرو یا تعرفههای وعدهدادهشده بر نیمهرساناها نخواهد شد. با این حال، نرخ کلی تعرفههای ایالات متحده اکنون از سطوح ثبتشده در دوران رکود بزرگ عبور کرده و بهسمت الگوی سیاست تجاری قرن نوزدهم بازمیگردد.
ترامپ از این روز بهعنوان یکی از «مهمترین روزهای تاریخ آمریکا» یاد کرد و از قضا، اینبار چندان هم بیراه نگفت. «روز رهایی»، آنگونه که او آن را نامید، در واقع لحظهای تاریخی بود: اعلام خروج کامل ایالات متحده از نظم تجارت جهانی که خود دههها معمار اصلی آن بوده است و بازگشت رسمی به سیاست حمایتگرایی اقتصادی. اکنون پرسش اصلی برای بسیاری از کشورهایی که با بهت و حیرت به این ویرانگری نسنجیده مینگرند، این است: چگونه میتوان از شدت خسارتها کاست؟
تقریباً هر آنچه ترامپ این هفته درباره تاریخ، اقتصاد و سازوکار تجارت جهانی بر زبان آورد، آشکارا ریشه در توهم داشت. برداشت او از تاریخ، نهفقط سادهانگارانه، بلکه بهطرز چشمگیری وارونه است. او سالهاست که با ستایش از دوران اواخر قرن نوزدهم (عصر تعرفههای سنگین و مالیاتهای پایین بر درآمد) از آن بهعنوان الگوی مطلوب اقتصادی یاد میکند. اما شواهد معتبر تاریخی خلاف آن را نشان میدهند: همین سیاستهای تعرفهای در آن دوره، مانعی جدی در مسیر رشد اقتصادی ایالات متحده بودند.
اکنون ترامپ یک ادعای عجیب دیگر را نیز به این روایت افزوده است: اینکه کاهش تعرفهها عامل بروز رکود بزرگ دهه 1930 بوده و اینکه تعرفههای مشهور اسموت–هاولی بیش از حد دیر اعمال شدند تا بتوانند مانع بحران شوند. اما واقعیت، دقیقاً برعکس است: آن تعرفهها نهتنها کمکی نکردند، بلکه رکود بزرگ را تشدید کردند؛ همانطور که تعرفههای کنونی نیز، اگر بیوقفه دنبال شوند، به زیان همه اقتصادها تمام خواهند شد.
کسری تراز تجاری آمریکا و سوءبرداشت تاریخی ترامپ از منظر اقتصادی، ادعاهای ترامپ بیپایه و گمراهکنندهاند. او بارها تأکید کرده که تعرفهها ابزاری ضروری برای بستن کسری تراز تجاری ایالات متحدهاند؛ چراکه بهزعم او، این کسری معادل «انتقال ثروت» از آمریکاییها به خارجیهاست. اما هر اقتصاددان صادق و مستقلی بهروشنی خواهد گفت که چنین برداشتی نهتنها سادهانگارانه، بلکه نادرست است. واقعیت آن است که کسری تجاری آمریکا ریشه در یک حقیقت ساختاری دارد: آمریکاییها بهطور مزمن کمتر از آنچه اقتصادشان سرمایهگذاری میطلبد، پسانداز میکنند؛ و این شکاف، با ورود سرمایه خارجی جبران میشود؛ پدیدهای که دهههاست وجود دارد، بیآنکه مانعی برای پیشتازی اقتصاد آمریکا نسبت به سایر اعضای گروه هفت باشد.
مهمتر آنکه، هیچ نشانهای وجود ندارد که تعرفههای تازه بتوانند این کسری را از میان بردارند. اصرار ترامپ بر توازن تجاری دوجانبه با هر کشور، در اصل، سوءبرداشتی عمیق از منطق اقتصاد جهانی است؛ مانند آنکه ادعا شود ایالت تگزاس فقط در صورتی ثروتمند است که با تمام 49 ایالت دیگر تراز تجاری متوازن داشته باشد یا شرکتی الزاماً باید با تکتک تأمینکنندگان خود، رابطهای کاملاً متقارن و بینقص داشته باشد.
درک دونالد ترامپ از پیچیدگیهای فنی تجارت، نهتنها ناقص، بلکه در نهایت تأسفبار است. او مدعی شده که تعرفههای جدید براساس ترکیبی از عوامل دقیق از جمله میزان تعرفههای کشورهای خارجی علیه آمریکا، دستکاریهای ارزی و مالیات بر ارزش افزوده محاسبه شدهاند. شواهد موجود نشان میدهد که مقامات آمریکایی در عمل از روشی بهغایت ابتدایی برای تعیین این تعرفهها استفاده کردهاند: نسبت کسری تجاری آمریکا با هر کشور، بر میزان واردات از همان کشور تقسیم شده و سپس این عدد بهطور «سخاوتمندانه» به نصف کاهش یافته است. این رویکرد، بهگفته کارشناسان نهتنها غیرعلمی، بلکه بهطرز عجیبی غیرمنطقیست؛ همانقدر غیرمنطقی که فرض کنیم مالیات افراد را براساس تعداد حروف صدادار در نامشان تعیین کنیم.
چرا تعرفهها بیش از دشمنان، به خود آمریکا آسیب میزنند؟ این فهرست بلندبالا از سوءبرداشتها و خطاهای محاسباتی، آسیبهایی سنگین و بیدلیل بر پیکر اقتصاد آمریکا وارد خواهد کرد. نخستین قربانیان، مصرفکنندگان آمریکایی خواهند بود: آنها ناچارند هزینههای بالاتری بپردازند، در حالیکه گزینههایشان برای خرید محدودتر خواهد شد. از سوی دیگر، تولیدکنندگان داخلی که بهواسطه تعرفهها از رقابت خارجی رها میشوند، با افزایش هزینه قطعات روبهرو خواهند شد؛ افزایشی که در غیاب فشار رقابتی، آنها را بهجای نوآوری، به سمت رخوت و ناکارآمدی سوق خواهد داد. بهدنبال سقوط بازارهای آتی سهام پس از سخنرانی ترامپ، ارزش سهام شرکت نایک در همان روز 7 درصد سقوط کرد. واقعاً آیا ترامپ باور دارد که آمریکاییها در وضعیت بهتری خواهند بود اگر از این پس خودشان کفشهای ورزشیشان را بدوزند؟
سایر کشورهای جهان نیز در میانه این بحران گرفتار شدهاند و اکنون ناچارند تصمیم بگیرند که چه واکنشی باید در برابر این اقدامات بیسابقه آمریکا نشان دهند. یکی از پرسشهای اصلی، موضوع «اقدام متقابل» است؛ اینکه آیا باید با تعرفه، پاسخ تعرفه را داد. اما سیاستمداران باید با نهایت احتیاط گام بردارند. برخلاف تصور سادهانگارانه ترامپ، این واقعیت تاریخی بارها ثابت شده که موانع تجاری، در نهایت بیش از همه به کشورهایی آسیب میزند که آنها را وضع میکنند. اقدام متقابل کور، نهتنها ممکن است ترامپ را از مسیر خود باز ندارد، بلکه خطر آن وجود دارد که او را به اتخاذ مواضع تندتر و رادیکالتر سوق دهد و این یعنی تشدید بحران، شاید حتی به شکلی فاجعهبار، درست همانگونه که در دهه تاریک 1930 رخ داد.
در عوض، آنچه دولتها باید در دستور کار قرار دهند، تمرکز بر گسترش جریان تجارت میان یکدیگر است؛ بهویژه در حوزه خدمات که امروزه به موتور محرک اقتصاد قرن بیستویکم تبدیل شده است. ایالات متحده با در اختیار داشتن تنها 15 درصد از تقاضای نهایی جهانی برای واردات، برخلاف حوزههای مالی یا نظامی، بر تجارت جهانی تسلطی ندارد. بنا بر ارزیابی مؤسسه «گلوبال ترید آلرت»، حتی اگر آمریکا تصمیم به توقف کامل واردات بگیرد، صد شریک تجاری آن ظرف مدت پنج سال قادر خواهند بود صادرات ازدسترفته خود را جبران کنند. در مقابل، بازیگرانی، چون اتحادیه اروپا، دوازده عضو توافق جامع ترانسپاسیفیک (CPTPP)، کرهجنوبی و اقتصادهای باز و کوچکتری همچون نروژ، مجموعاً 34 درصد از تقاضای جهانی برای واردات را در اختیار دارند.
اروپا میان دامپینگ چین و آشوب ترامپ؛ راه سومی هست؟ در غرب، نگرانیهای فزایندهای وجود دارد مبنی بر اینکه شرکتهای دولتی چین با عملکرد خود روح قواعد تجارت جهانی را زیر پا گذاشتهاند و در گذشته، از صادرات بهعنوان ابزاری برای تخلیه ظرفیت مازاد تولید بهره بردهاند. اکنون، با هدایت بیشتر کالاهای چینی بهسوی بازارهای غیرآمریکایی، این نگرانیها ابعاد تازهای یافتهاند. ساختن یک نظم تجاری جامع با مشارکت چین، هدفی مطلوب به شمار میرود، اما تحقق آن تنها در صورتی ممکن است که پکن مسیر اقتصاد خود را بهسوی تقاضای داخلی متوازن تغییر دهد تا دغدغهها پیرامون دامپینگ کاهش یابد.
در عین حال، میتوان چین را متعهد ساخت که در قبال دسترسی به بازارهایی با تعرفههای پایینتر، انتقال فناوری را بپذیرد و در زنجیرههای تولید اروپا سرمایهگذاری کند. اتحادیه اروپا نیز باید ساختار مقررات سرمایهگذاری خود را هماهنگ سازد تا قادر باشد توافقنامههایی در زمینه سرمایهگذاری مستقیم خارجی منعقد کند؛ همچنین، لازم است از وسواس سنتی خود نسبت به پیمانهای تجاری کلان فاصله گرفته و به توافق جامع ترانسپاسیفیک بپیوندد؛ توافقی که مکانیسمهای حلوفصل اختلافات را در بطن خود جای داده است. اگر این مسیر دشوار و کند بهنظر میرسد، به این دلیل است که همگرایی و ادغام اقتصادی همواره چنین بوده است. ایجاد موانع، آسانتر و سریعتر است. ویرانیای که ترامپ بهبار آورده اجتنابناپذیر است، اما این به آن معنا نیست که حماقت او باید پیروز میدان باشد.
برچسب هاتعرفههای ترامپ
-
جمعه ۱۵ فروردين ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۱:۲۵
-
۶ بازديد
-

-
عصر کرد
لینک کوتاه:
https://www.asrekurd.ir/Fa/News/981120/